ميرزا حسين النوري الطبرسي

164

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

حضرت صادق عليه السّلام از تفسير جابر . پس فرمود : « خبر مده به او سفله را كه افشا خواهند نمود آن را . آيا نخواندى در كتاب خداى عزّ و جلّ : فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ به درستى كه از ما ، امامى خواهد بود پنهان ؛ پس هرگاه اراده فرمود خداوند عزّ و جلّ اظهار امر خود را ، مىافكند در قلبش ، پس ظاهر مىشود تا اين كه بر مىخيزد به امر خداوند جلّ ثناؤه . » صد و شصت و پنجم : ناطق در مناقب قديمه و هدايه « 1 » از القاب آن حضرت شمرده شده است . در مقتضب الاثر « 2 » مروى است در خبرى طولانى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى سلمان ذكر نمود اسامى ائمّه عليهم السّلام را تا اين كه فرمود : « پس حسن بن على ، صامت امين عسكرى پس پسر او ، حجّة اللّه بن الحسن المهدى النّاطق القائم به حق اللّه . » در زيارت عاشورا است به روايت ابن قولويه : « 3 » « و ان يرزقنى طلب ثاركم مع امام مهدى ناطق لكم » و به روايت شيخ طوسى « 4 » « مع امام مهدى ظاهر ناطق منكم » و ناطق بودن آن حضرت ظاهر است چه آباى طاهرينش ، مهر خموشى بر لب زده بودند از علوم و اسرار و معارف و حكم ، به جهت نبودن [ علم ] حمله نفرمودند مگر اندكى ، بلكه بسيارى از احكام به جهت خوف از اعداء در پردهء خفا ماند . محمّد بن طلحهء شافعى گفته : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را « بطين » مىگفتند ، يعنى مبطن و مخفى كنندهء علوم و اسرارى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او آموخته بود ، به جهت نداشتن محلّ قابل و خوف و نبودن مجال و همه اين گنج‌هاى الهيّه ذخيره شده كه از لسان

--> ( 1 ) . الهداية الكبرى ، ص 376 . ( 2 ) . مقتضب الاثر ، ص 7 . ( 3 ) . كامل الزيارات ، ص 230 . ( 4 ) . مصباح المتهجد ، ص 775 .